ترجمه "interfluent" به فارسی
بدون اصطکاک در هم امیزنده, در هم جاری بهترین ترجمه های "interfluent" به فارسی هستند.
interfluent
adjective
دستور زبان
(rare or dated, of multiple wavelike objects or figuratively) flowing into one another. [..]
-
بدون اصطکاک در هم امیزنده
-
در هم جاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interfluent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interfluent" با ترجمه به فارسی
-
در هم جاری درهم امیزنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن