ترجمه "interfusion" به فارسی
امیختگی, امیزش, درهم ریزی بهترین ترجمه های "interfusion" به فارسی هستند.
interfusion
noun
دستور زبان
Mutual fusion or blending [..]
-
امیختگی
-
امیزش
-
درهم ریزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interfusion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interfusion" با ترجمه به فارسی
-
(در درون چیزی) پخش شدن · از صافی رد کردن · درهم آمیختن · فراگرفتن · هم آمیخته کردن · همجوش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن