ترجمه "interline" به فارسی

(دوزندگی : میان رویی و آستر قرار دادن) لایه گذاری کردن, (صحافی : میان دو سطر نوشتن یا چاپ کردن یا قراردادن) میان رجه نویسی کردن, لایه گذاشتن بهترین ترجمه های "interline" به فارسی هستند.

interline adjective verb دستور زبان

(transport) : between (or with) two airlines [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (دوزندگی : میان رویی و آستر قرار دادن) لایه گذاری کردن

  • (صحافی : میان دو سطر نوشتن یا چاپ کردن یا قراردادن) میان رجه نویسی کردن

  • لایه گذاشتن

  • میان سطری کردن (interlineate هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interline " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interline" با ترجمه به فارسی

  • (دوزندگی) لایی · (پارچه ی ویژه این کار) متقال · درون آستر (آستر که میانه پارچه و آستر قرار می دهند) · پارچه ی مویی
  • درج در میان سطرها · درمیان سطرها · میان نویسی · یادداشت · یک درمیان نویسی
  • (دوزندگی) لایی · (پارچه ی ویژه این کار) متقال · درون آستر (آستر که میانه پارچه و آستر قرار می دهند) · پارچه ی مویی
اضافه کردن

ترجمه های "interline" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه