ترجمه "interlining" به فارسی
(دوزندگی) لایی, (پارچه ی ویژه این کار) متقال, درون آستر (آستر که میانه پارچه و آستر قرار می دهند) بهترین ترجمه های "interlining" به فارسی هستند.
interlining
noun
دستور زبان
A cloth lining between the outer and inner layers of a garment. [..]
-
(دوزندگی) لایی
-
(پارچه ی ویژه این کار) متقال
-
درون آستر (آستر که میانه پارچه و آستر قرار می دهند)
-
پارچه ی مویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interlining " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interlining" با ترجمه به فارسی
-
(دوزندگی : میان رویی و آستر قرار دادن) لایه گذاری کردن · (صحافی : میان دو سطر نوشتن یا چاپ کردن یا قراردادن) میان رجه نویسی کردن · لایه گذاشتن · میان سطری کردن (interlineate هم می گویند)
-
درج در میان سطرها · درمیان سطرها · میان نویسی · یادداشت · یک درمیان نویسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن