ترجمه "interlocking" به فارسی

اینترلاکینگ ترجمه "interlocking" به فارسی است.

interlocking noun adjective verb دستور زبان

That interlocks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اینترلاکینگ

    arrangement of railway signal apparatus

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interlocking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interlocking" با ترجمه به فارسی

  • (به هم وابسته کردن به طوری که هریک بدون دیگری کار نکند) همبسته کردن · اینترلاک · به هم قفل کردن · به هم وصل کردن · بهم ارتباط داشتن · خود پابندی، پابند درونی · هم قفلی · هم وابسته کردن · هم وابستگر (ابزاری که موجب می شود یک بخش بدون بخش دیگر به کار نیفتد) · هم وابستگی · هم پیوستگی · هم چفت کردن · هم چفتی
  • (دو شرکت که برخی از اعضای هیئت مدیره آنها مشترک هستند و لذا کم و بیش تحت یک مهار هستند) مدیریت مشترک · مدیریت مرتبط
اضافه کردن

ترجمه های "interlocking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه