ترجمه "interlude" به فارسی

فاصله, میانپرده, تنوع بهترین ترجمه های "interlude" به فارسی هستند.

interlude verb noun دستور زبان

An intervening episode, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله

    noun

    It was a brief interlude of infidelity, and it happened years ago.

    اون يه فاصله کوچيک در بدعهدي بود ، و سالها پيش اتفاق افتاد.

  • میانپرده

    entertainment between the acts of a play

  • تنوع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (انگلیس - سده شانزدهم) نمایش کوتاه (معمولا اقتباس شده از فرانسه)
    • (در اصل) نمایش کوتاه و شوخ که میان دو بخش نمایش های مذهبی ارائه می دادند
    • (هر برنامه کوتاه که میان دو بخش یا پرده ی نمایش ارائه شود) میان پرده
    • (هر چیزی که در فاصله ی زمانی میان دو رویداد و غیره اجرا شود یا اتفاق بیفتد) انتراکت
    • موسیقی که میان دو بخش آواز یا نمایش ارائه شود
    • میان دوره
    • نمایش میان پرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interlude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "interlude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه