ترجمه "interlunar" به فارسی

(وابسته به شب هایی که ماه دیده نمی شود) محاقی, بی مهی, میان ماه بهترین ترجمه های "interlunar" به فارسی هستند.

interlunar adjective

Of the four-day period between an old moon and a new moon, when it is not visible [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (وابسته به شب هایی که ماه دیده نمی شود) محاقی

  • بی مهی

  • میان ماه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interlunar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "interlunar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه