ترجمه "interlope" به فارسی
(در اصل) حقوق و امتیازات بازرگانی کسی را مورد تجاوز قرار دادن, خود را نخود هر آش کردن, دخالت بی جا کردن بهترین ترجمه های "interlope" به فارسی هستند.
interlope
verb
دستور زبان
To intrude, meddle, or trespass in others' affairs. [..]
-
(در اصل) حقوق و امتیازات بازرگانی کسی را مورد تجاوز قرار دادن
-
خود را نخود هر آش کردن
-
دخالت بی جا کردن
-
فضولی کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interlope " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interlope" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) کشتی که به طور غیرقانونی در ناحیه مورد امتیاز یک شرکت کشتی رانی کار می کند · خاطی · خلافکار · سوداگر غیرمجاز · فضول · متجاوز · مخل · مداخله گر · مزاحم · نخود هر آش · هر کاسب غیرقانونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن