ترجمه "interlocutory" به فارسی

درافکنده, (حقوق) قرار اعدادی, حکم موقت دادگاه (تا بعدا حکم نهایی و قطعی صادر شود) بهترین ترجمه های "interlocutory" به فارسی هستند.

interlocutory adjective noun دستور زبان

Of or pertaining to dialogue or conversation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درافکنده

  • (حقوق) قرار اعدادی

  • حکم موقت دادگاه (تا بعدا حکم نهایی و قطعی صادر شود)

  • ترجمه های کمتر

    • مکالمه ای
    • میان حرف دیگر آمده (interjected)
    • هم سخنانه
    • وابسته به گفت و شنود (دو یا چند نفری)
    • گفت و شنودی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interlocutory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "interlocutory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه