ترجمه "interloper" به فارسی

مزاحم, خاطی, فضول بهترین ترجمه های "interloper" به فارسی هستند.

interloper noun دستور زبان

(obsolete) An unlicensed or illegitimate trader. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مزاحم

    noun

    She was a preening interloper who made a spectacle of herself.

    يه مزاحم خودنما بود که خودش رو مضحکه ي خاص و عام کرد

  • خاطی

    noun
  • فضول

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • مخل
    • خلافکار
    • متجاوز
    • (قدیمی) کشتی که به طور غیرقانونی در ناحیه مورد امتیاز یک شرکت کشتی رانی کار می کند
    • سوداگر غیرمجاز
    • مداخله گر
    • نخود هر آش
    • هر کاسب غیرقانونی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interloper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interloper" با ترجمه به فارسی

  • (در اصل) حقوق و امتیازات بازرگانی کسی را مورد تجاوز قرار دادن · خود را نخود هر آش کردن · دخالت بی جا کردن · فضولی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "interloper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه