ترجمه "interne" به فارسی
انترن, اهل خانه, رجوع شود به intern بهترین ترجمه های "interne" به فارسی هستند.
interne
verb
noun
دستور زبان
Alternative spelling of intern. [..]
-
انترن
nounThe surgical intern, who has no business on our service.
انترن جراحي ، کسي که هيچ ربطي به بخش ما نداره
-
اهل خانه
noun -
رجوع شود به intern
-
ترجمه های کمتر
- مرد خانه
- مستخدم خانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interne" با ترجمه به فارسی
-
آي.ام.اف · صندوق بین المللی پول (بخشی از سازمان ملل) · صندوق بینالمللی پول
-
تبعید داخلی (معمولا به یکی از نواحی دورافتاده ی کشور) · دوررانش درون مرزی
-
بین الملل · بین المللی · میان هاوشی · میان کشوری
-
بانك بينالمللي بازسازی و توسعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن