ترجمه "international" به فارسی

بینالمللی, انترناسیونال, بین المللی بهترین ترجمه های "international" به فارسی هستند.

international adjective noun دستور زبان

Of or having to do with more than one nation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینالمللی

    adjective

    between, concerning, or transcending multiple nations [..]

    The courses included accounting, management, international trade and business administration.

    دروس شامل حسابداری، مدیریت اداری، بازرگانی بینالمللی و مدیریت بازرگانی بود.

  • انترناسیونال

    between, concerning, or transcending multiple nations

  • بین المللی

    adjective

    Today, the president of Iran signed the international human rights agreement.

    امروز، رئيس جمهور ایران تقافق نامه حقوق بشهر بین المللی را امضاء کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • جهانی
    • اینترناسیونال
    • beyn-olmelali
    • برای یا توسط یا وابسته به مردمان کشورهای گوناگون
    • بین الملل
    • میان مردمگانی
    • میان هاشی
    • میان هاوش
    • میان هاوشی
    • میان کشوری
    • وابسته به دو یا چند کشور (مثلا شهروند مقیم در کشور دیگر) I( -4 بزرگ) انترناسیونال (هر یک از سازمان های سوسیالیستی و کمونیستی که از 4681 به بعد بر پا شد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " international " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

International proper noun

International Airport, as the shortened form of an airport name. [..]

+ اضافه کردن

"International" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای International در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "international" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "international" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه