ترجمه "internally" به فارسی

باطنا, ازدرون, ذاتا بهترین ترجمه های "internally" به فارسی هستند.

internally adverb دستور زبان

In an internal manner; interiorly; within or inside of external limits; in an inner part or situation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باطنا

    this was no more a characteristic of his physical than of his moral nature, but he felt himself giving way internally.

    تسلیم نمیشد، این نه در جنبه طبی عیش بود و نه در جنبه اخلاقیش، اما احساس میکرد که باطنا رو به فروماندگی میرود.

  • ازدرون

  • ذاتا

  • ترجمه های کمتر

    • معنا
    • از تو
    • از داخل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " internally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "internally" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "internally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه