ترجمه "internalization" به فارسی
الحاق, اتحاد, درونی یا باطنی کردن بهترین ترجمه های "internalization" به فارسی هستند.
internalization
noun
دستور زبان
the process of internalizing something [..]
-
الحاق
noun -
اتحاد
nounAlthough God’s servants are imperfect, they form a true international brotherhood.
این خادمان خدا با وجود ضعفها و ناکاملیهایشان به اتحاد و برادری جهانی دست یافتهاند.
-
درونی یا باطنی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " internalization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "internalization" با ترجمه به فارسی
-
آي.ام.اف · صندوق بین المللی پول (بخشی از سازمان ملل) · صندوق بینالمللی پول
-
تبعید داخلی (معمولا به یکی از نواحی دورافتاده ی کشور) · دوررانش درون مرزی
-
بین الملل · بین المللی · میان هاوشی · میان کشوری
-
بانك بينالمللي بازسازی و توسعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن