ترجمه "internment" به فارسی
توقیف, بازداشت (در زندان اسیران جنگ), زندانی شدن (در بازداشتگاه) بهترین ترجمه های "internment" به فارسی هستند.
internment
noun
دستور زبان
Confinement within narrow limits, as of foreign troops, to the interior of a country. [..]
-
توقیف
imprisonment or confinement of groups of people without trial
-
بازداشت (در زندان اسیران جنگ)
-
زندانی شدن (در بازداشتگاه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " internment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "internment" با ترجمه به فارسی
-
آي.ام.اف · صندوق بین المللی پول (بخشی از سازمان ملل) · صندوق بینالمللی پول
-
تبعید داخلی (معمولا به یکی از نواحی دورافتاده ی کشور) · دوررانش درون مرزی
-
بین الملل · بین المللی · میان هاوشی · میان کشوری
-
بانك بينالمللي بازسازی و توسعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن