ترجمه "internment" به فارسی

توقیف, بازداشت (در زندان اسیران جنگ), زندانی شدن (در بازداشتگاه) بهترین ترجمه های "internment" به فارسی هستند.

internment noun دستور زبان

Confinement within narrow limits, as of foreign troops, to the interior of a country. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توقیف

    imprisonment or confinement of groups of people without trial

  • بازداشت (در زندان اسیران جنگ)

  • زندانی شدن (در بازداشتگاه)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " internment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "internment" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "internment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه