ترجمه "interpellate" به فارسی
استیضاح کردن, (در مجلس برخی کشورها) بازخواست کردن (از اعضای دولت, (رسما) مورد پرسش قرار دادن بهترین ترجمه های "interpellate" به فارسی هستند.
interpellate
verb
دستور زبان
(transitive) To question someone formally concerning official or government policy or business [..]
-
استیضاح کردن
verb -
(در مجلس برخی کشورها) بازخواست کردن (از اعضای دولت
-
(رسما) مورد پرسش قرار دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interpellate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interpellate" با ترجمه به فارسی
-
استیضاح کننده
-
(در مجلس) بازخواست (از اعضای دولت) · استيضاح · استیضاح · اصوات · الحاق · مداخله · پرسش رسمی
-
استیضاح کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن