ترجمه "interspace" به فارسی

فاصله, دورتای, (فاصله یا فضای میان دو چیز) میانجای بهترین ترجمه های "interspace" به فارسی هستند.

interspace verb noun دستور زبان

A space or interval between two things; an interstice [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله

  • دورتای

  • (فاصله یا فضای میان دو چیز) میانجای

  • ترجمه های کمتر

    • انگارش و چاپ و غیره) فاصله گذاشتن
    • فاصله دار کردن
    • فاصله ی میان دو چیز را پر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interspace " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "interspace" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه