ترجمه "interspersal" به فارسی

نثارسازی, پراکندگی, گله گله ریزی بهترین ترجمه های "interspersal" به فارسی هستند.

interspersal noun دستور زبان

interspersion [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نثارسازی

  • پراکندگی

    noun
  • گله گله ریزی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interspersal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interspersal" با ترجمه به فارسی

  • پراکنده کردن
  • (با چیزهایی که اینجا و آنجا پراکنده شده اند تزیین کردن) متنوع کردن · (میان دو یا چند چیز) پاشیدن · (میان دو یا چند چیز) پراکندن · میان پاشی کردن · میان پراکنش کردن · پخش آذین کردن · پراکنده کردن
  • نثارسازی · پراکندگی · پوشیدگی ازچیزهایی که گله گله ریخته · گله گله ریزی
  • (با چیزهایی که اینجا و آنجا پراکنده شده اند تزیین کردن) متنوع کردن · (میان دو یا چند چیز) پاشیدن · (میان دو یا چند چیز) پراکندن · میان پاشی کردن · میان پراکنش کردن · پخش آذین کردن · پراکنده کردن
اضافه کردن

ترجمه های "interspersal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه