ترجمه "interstate" به فارسی

(امریکا), بزرگراه میان ایالتی, بین ایالتی بهترین ترجمه های "interstate" به فارسی هستند.

interstate adjective noun adverb دستور زبان

(US) of, or relating to two or more states [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (امریکا)

  • بزرگراه میان ایالتی

    The old iron works off the interstate.

    کارگاه قدیمی آهن بیرون بزرگراه میان ایالتی.

  • بین ایالتی

    adjective

    On top of everything else, they were interstate fugitives.

    از همه بدتر اینکه از وقتی که از مرز نوادا گذشتند، فراری بین ایالتی محسوب میشدند.

  • میان ایالتی

    The old iron works off the interstate.

    کارگاه قدیمی آهن بیرون بزرگراه میان ایالتی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interstate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interstate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "interstate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه