ترجمه "intertangle" به فارسی
بهم گیر کردن, در هم پیچیدن بهترین ترجمه های "intertangle" به فارسی هستند.
intertangle
verb
دستور زبان
To entangle; to intertwine.
-
بهم گیر کردن
-
در هم پیچیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intertangle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intertangle" با ترجمه به فارسی
-
گوریده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن