ترجمه "intractability" به فارسی

سرکشی, سختی بهترین ترجمه های "intractability" به فارسی هستند.

intractability noun دستور زبان

The state of being intractable; intractableness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرکشی

  • سختی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intractability " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intractability" با ترجمه به فارسی

  • بطور رام نشدنی · سخت · سرکشانه
  • (بیماری) دیردرمان · (فلز و غیره) سخت (که مشکل می شود با آن کار کرد) · توسن · خودسر · خیره سر · دیر رام · دیر مهار · سخت درمان · سخت لگام · سرکش · لجوج · چموش
  • (بیماری) دیردرمان · (فلز و غیره) سخت (که مشکل می شود با آن کار کرد) · توسن · خودسر · خیره سر · دیر رام · دیر مهار · سخت درمان · سخت لگام · سرکش · لجوج · چموش
اضافه کردن

ترجمه های "intractability" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه