ترجمه "intractable" به فارسی
سرکش, لجوج, توسن بهترین ترجمه های "intractable" به فارسی هستند.
intractable
adjective
دستور زبان
Not tractable or to be drawn or guided by persuasion; not easily governed, managed, or directed; uncontrollable; incurable; violent; stubborn; obstinate. [..]
-
سرکش
adjective -
لجوج
Well, your father was being his usual intractable self.
خب ، پدرت مثل هميشه لجوج بود
-
توسن
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- خودسر
- چموش
- (بیماری) دیردرمان
- (فلز و غیره) سخت (که مشکل می شود با آن کار کرد)
- خیره سر
- دیر رام
- دیر مهار
- سخت درمان
- سخت لگام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intractable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intractable" با ترجمه به فارسی
-
بطور رام نشدنی · سخت · سرکشانه
-
سختی · سرکشی
-
سختی · سرکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن