ترجمه "intramural" به فارسی

(در درون باروی شهر یا دیوارهای دانشگاه و غیره) درون شهری, (کالبدشناسی) (واقع در دیواره ی درونی اندام) درون دیواره ای, درون دانشگاهی (میان بخش ها یا دانشکده های یک دانشگاه) بهترین ترجمه های "intramural" به فارسی هستند.

intramural adjective noun دستور زبان

Literally, "within the walls": pertaining to something within one institution, particularly a school. For example, intramural sports involve teams that are all within the same school. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در درون باروی شهر یا دیوارهای دانشگاه و غیره) درون شهری

  • (کالبدشناسی) (واقع در دیواره ی درونی اندام) درون دیواره ای

  • درون دانشگاهی (میان بخش ها یا دانشکده های یک دانشگاه)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intramural " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "intramural" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه