ترجمه "intransigent" به فارسی
معاند, سرسخت, ناسازشگر بهترین ترجمه های "intransigent" به فارسی هستند.
intransigent
adjective
noun
دستور زبان
Unwilling to compromise or moderate a position; unreasonable; irreconcilable; stubborn. [..]
-
معاند
unwilling to compromise or moderate a position
-
سرسخت
-
ناسازشگر
-
ترجمه های کمتر
- یکدنده
- سرسختانه
- ناسازگار
- آدم دیرآشتی
- آدم سرسخت
- آشتی ناپذیر
- آشتی ناپذیرانه
- بی امان
- تزلزل ناپذیر
- خمش ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intransigent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intransigent" با ترجمه به فارسی
-
عدم ائتلاف · عدم تراضی · ناسازگاری · یخت گیری در سیاست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن