ترجمه "intrant" به فارسی

وارد, وارد شونده, کسیکه وارددانشکده یا انجمن یا مقامی میشود بهترین ترجمه های "intrant" به فارسی هستند.

intrant adjective noun دستور زبان

(rare) That enters or penetrates [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وارد

    adjective
  • وارد شونده

  • کسیکه وارددانشکده یا انجمن یا مقامی میشود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intrant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "intrant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه