ترجمه "introductory" به فارسی

مقدماتی, rhagarweiniol, ديباچه اى بهترین ترجمه های "introductory" به فارسی هستند.

introductory adjective دستور زبان

introducing; giving a preview or idea of [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقدماتی

    adjective

    yet there were certain introductory pages that, child as I was

    در عین حال، از صفحات مقدماتی آن، با آن که بچه بودم و اطلاعات چندانی نداشتیم

  • rhagarweiniol

    Serving as a base or starting point.

  • ديباچه اى

    Serving as a base or starting point.

  • ترجمه های کمتر

    • آشناساز
    • آشناگر
    • دخشین
    • پیشکردی
    • آغازین
    • دیباگر (introductive هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " introductory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "introductory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه