ترجمه "introduction" به فارسی

مقدمه, دیباچه, پیشگفتار بهترین ترجمه های "introduction" به فارسی هستند.

introduction noun دستور زبان

The act or process of introducing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقدمه

    noun

    initial section of a book or article which introduces subject material

    It's just a quick introduction to game theory.

    و یک مقدمه سریع به نظریه بازی است.

  • دیباچه

    noun

    initial section of a book or article which introduces subject material

  • پیشگفتار

    beginning section which states the purpose and goals of the following writing

    As mentioned in the Introduction, we will come to feel ever closer to them as friends.

    همان طور که در پیشگفتار این کتاب به آن اشاره شد، اگر چنین کنیم این خادمان خدا برایمان همچون دوستانی صمیمی میشوند.

  • ترجمه های کمتر

    • برداشت
    • معرفی
    • آغاز
    • ارائه
    • درامد
    • افزایش
    • دیبا
    • معارضه
    • سرآغاز
    • الحاق
    • نهادن
    • آوردن
    • (مقدمات و اصول رشته یا دانش) آشناساز(ی)
    • (موسیقی) پیش درآمد
    • (کتاب و غیره) دیباچه
    • آغازنما(یی)
    • اغاز کار
    • تقدیم (لایحه و غیره)
    • رایج سازی
    • رسم کردن
    • شایع سازی
    • شناساندن (شخص یا اندیشه یا کالا و غیره)
    • عرضه (کالای جدید)
    • قرار دادن
    • مواد الحاقی
    • وارد سازی
    • پیش درامد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " introduction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "introduction" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "introduction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه