ترجمه "intuition" به فارسی

شهود, شم, بصیرت بهترین ترجمه های "intuition" به فارسی هستند.

intuition noun دستور زبان

Immediate cognition without the use of conscious rational processes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهود

    noun

    a phenomenon of the mind, describes the ability to acquire knowledge without inference or the use of reason

    And evolutionary psychologists think that these intuitions have a basis in the genes.

    بنابه نظر روانشناسان تکاملی، این شهود ریشه در ژنهایمان دارد.

  • شم

    You trust your intuition. You go with the flow of your own nature.

    به شم خود اعتماد کنید و بـا طـبیعت خـود هـم جریان گردید.

  • بصیرت

    noun

    How do we develop this intuition? Well we like to play with stuff.

    چگونه ما این بصیرت را گسترش می دهیم؟ما علاقه داریم که با اشیائ بازی کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • فراست
    • ندای درون
    • کشف
    • اشراق
    • سهشگری
    • شهودگری
    • (دانستن یا فراگیری فوری و بدون استدلال و تجربه و ممارست) درون یافت
    • (هرچیزی که از راه درون یافت آموخته یا دانسته شود) درون یافته
    • درون تابی
    • درک مستقیم
    • دریافت ناگهانی
    • قدرت درون یابی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intuition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Intuition
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حس درونی

  • درک مستقیم

عباراتی شبیه به "intuition" با ترجمه به فارسی

  • درون یابی کردن · دستور دادن · شهودگری کردن
  • (شخصی که درون یابی او خوب است) درون یافتگر · اهل شهود · درون یاب · درون یافتی · شهودی · وابسته به درون یافت
  • شعوری · ناشی از درک مستقیم · ولبسته به درک مستقیم یا انتقال
  • ازراه انتقال · ازراه برهانی · ازراه کشف · بطورحسی · بوسیله درک مستقیم
اضافه کردن

ترجمه های "intuition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه