ترجمه "intuitional" به فارسی
شعوری, ناشی از درک مستقیم, ولبسته به درک مستقیم یا انتقال بهترین ترجمه های "intuitional" به فارسی هستند.
intuitional
adjective
دستور زبان
Pertaining to, or derived from, intuition; characterized by intuition; perceived by intuition; intuitive. [..]
-
شعوری
-
ناشی از درک مستقیم
-
ولبسته به درک مستقیم یا انتقال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intuitional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intuitional" با ترجمه به فارسی
-
درون یابی کردن · دستور دادن · شهودگری کردن
-
(شخصی که درون یابی او خوب است) درون یافتگر · اهل شهود · درون یاب · درون یافتی · شهودی · وابسته به درون یافت
-
(دانستن یا فراگیری فوری و بدون استدلال و تجربه و ممارست) درون یافت · (هرچیزی که از راه درون یافت آموخته یا دانسته شود) درون یافته · اشراق · بصیرت · درون تابی · درک مستقیم · دریافت ناگهانی · سهشگری · شم · شهود · شهودگری · فراست · قدرت درون یابی · ندای درون · کشف
-
ازراه انتقال · ازراه برهانی · ازراه کشف · بطورحسی · بوسیله درک مستقیم
-
حس درونی · درک مستقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن