ترجمه "invasion" به فارسی
تهاجم, هجوم, تعرض بهترین ترجمه های "invasion" به فارسی هستند.
A military action consisting of armed forces of one geopolitical entity entering territory controlled by another such entity, generally with the objective of conquering territory or altering the established government. [..]
-
تهاجم
nounmilitary action
The other druids refused to help, but your twin was the cause of the invasion.
بقیهی کاهن ها کمک نکردن، اما دوقلوی تـو باعـث ایـن تهاجم بود.
-
هجوم
nounThe invasion of schoolgirls had lowered the limits of his patience.
از سوی دیگر در اثر هجوم دختر مدرسهییها به خانه، از حوصلهی او کاسته شده بود.
-
تعرض
nounIsn't that invasion of privacy or something?
این تعرض به حریم خصوصی یا همچین چیزی نیست ؟
-
ترجمه های کمتر
- یورش
- اشغال
- مزاحمت
- برتازش
- تازش
- درونگیری
- فراگیری
- (با قشون و جنگ) گرفتن
- (مجازی) هجوم
- تاخت و تاز
- تجاوز (نظامی)
- خلوت شکنی
- دخول بدون اجازه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invasion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Invasion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Invasion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "invasion" با ترجمه به فارسی
-
گونههای مهاجم
-
(حقوق - تجاوز به خلوت و امور محرمانه و شخصی فرد و افشاگری آنها به ویژه اگر موجب ناراحتی روحی یا اجتماعی او شود)خلوت شکنی · تجاوز به حریم شخصی افراد
-
تاخت و تاز کننده · تجاوز امیز · تجاوزی · متجاوز · مهاجم · هجوم کننده
-
هجوم بيگانگان
-
گونههای مهاجم
-
گونههای مهاجم
-
تاخت و تاز کننده · تجاوز امیز · تجاوزی · متجاوز · مهاجم · هجوم کننده