ترجمه "invasive" به فارسی

مهاجم, تجاوزی, متجاوز بهترین ترجمه های "invasive" به فارسی هستند.

invasive adjective noun دستور زبان

that invades a foreign country using military force [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهاجم

    adjective noun

    If the invasion force reaches us, it is already too late.

    اگه نیروهای مهاجم بهمون برسن یعنی دیگه خیلی دیر شده

  • تجاوزی

    and such a Christian invasion would have confirmed these fears and destroyed their cooperation.

    و چنین تجاوزی از سوی مسیحیان، این توهم و ترس را محقق ساخته و همکاری آنها را به کلی منتفی میساخت.

  • متجاوز

    The invasion pushes eastward and reaches its final goal Moscow.

    ارتش متجاوز چون سیلی به سوی مشرق روان شد و به مقصد نهایی خود یعنی مسکو رسید.

  • ترجمه های کمتر

    • تاخت و تاز کننده
    • تجاوز امیز
    • هجوم کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " invasive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "invasive" با ترجمه به فارسی

  • گونههای مهاجم
  • (حقوق - تجاوز به خلوت و امور محرمانه و شخصی فرد و افشاگری آنها به ویژه اگر موجب ناراحتی روحی یا اجتماعی او شود)خلوت شکنی · تجاوز به حریم شخصی افراد
  • (با قشون و جنگ) گرفتن · (مجازی) هجوم · اشغال · برتازش · تاخت و تاز · تازش · تجاوز (نظامی) · تعرض · تهاجم · خلوت شکنی · دخول بدون اجازه · درونگیری · فراگیری · مزاحمت · هجوم · یورش
  • هجوم بيگانگان
  • گونههای مهاجم
  • (با قشون و جنگ) گرفتن · (مجازی) هجوم · اشغال · برتازش · تاخت و تاز · تازش · تجاوز (نظامی) · تعرض · تهاجم · خلوت شکنی · دخول بدون اجازه · درونگیری · فراگیری · مزاحمت · هجوم · یورش
  • گونههای مهاجم
اضافه کردن

ترجمه های "invasive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه