ترجمه "invermination" به فارسی
دچاری به کرم روده, ناخوشی کرم بهترین ترجمه های "invermination" به فارسی هستند.
invermination
noun
دستور زبان
helminthiasis
-
دچاری به کرم روده
-
ناخوشی کرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invermination " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن