ترجمه "Inverse" به فارسی

معکوس, معکوس, وارون بهترین ترجمه های "Inverse" به فارسی هستند.

Inverse
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معکوس

    which the force of attraction is in inverse proportion to the square of the distance.

    که طبق آن سرعت جسم با مجذور فاصله نسبت معکوس دارد راجع به خانواده خود میاندیشید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Inverse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

inverse adjective verb noun دستور زبان

Opposite in effect or nature or order [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معکوس

    adjective

    which the force of attraction is in inverse proportion to the square of the distance.

    که طبق آن سرعت جسم با مجذور فاصله نسبت معکوس دارد راجع به خانواده خود میاندیشید.

  • وارون

    type of conditional sentence which is an immediate inference made from another conditional sentence

  • وارونه

    adjective

    is a moral logic and often an inverse logic.

    منطقی اخلاقی و اغلب منطقی وارونه است.

  • ترجمه های کمتر

    • مخالف
    • عکس
    • دمرو
    • رویارو
    • مقلوب
    • نگون
    • نگونسار
    • واژگون
    • برگردان
    • برعکس
    • مقابل
    • (ریاضی) قلب
    • (نادر) معکوس کردن
    • برگشته
    • وارون کردن

تصاویر با "Inverse"

عباراتی شبیه به "Inverse" با ترجمه به فارسی

  • معادله معکوسه
  • وارونگی دما
  • برگرداندنی · مبنی بر قلب
  • (دستور زبان و معانی بیان) جابجاسازی · (روان پزشکی) همجنس بازی · (ریاضی) وارون کنشی · (شیمی) دگرگونی شیمیایی (به ویژه تبدیل یک ترکیب ایزومری به نوع وارون خود) · (موسیقی) وارون سازی پرده · تقلیب · دمرویی · عکس · قلب · معکوسیت · وارون سازی · وارونش · وارونگی · وارونگی هوا · وارونی · پس و پیشی · پشت و رویی
  • تابعهای وارون مثلثاتی
  • تابع وارون هذلولی
  • وارونگی جمعیت
  • مسائل معکوس
اضافه کردن

ترجمه های "Inverse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه