ترجمه "inversely" به فارسی

inversely adverb

In an inverse order or manner; by inversion. [..]

ترجمه خودکار " inversely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"inversely" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای inversely در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "inversely" با ترجمه به فارسی

  • معادله معکوسه
  • وارونگی دما
  • برگرداندنی · مبنی بر قلب
  • (دستور زبان و معانی بیان) جابجاسازی · (روان پزشکی) همجنس بازی · (ریاضی) وارون کنشی · (شیمی) دگرگونی شیمیایی (به ویژه تبدیل یک ترکیب ایزومری به نوع وارون خود) · (موسیقی) وارون سازی پرده · تقلیب · دمرویی · عکس · قلب · معکوسیت · وارون سازی · وارونش · وارونگی · وارونگی هوا · وارونی · پس و پیشی · پشت و رویی
  • تابعهای وارون مثلثاتی
  • تابع وارون هذلولی
  • وارونگی جمعیت
  • مسائل معکوس
اضافه کردن

ترجمه های "inversely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه