ترجمه "invigilation" به فارسی

نظارت در امتحانات, پاییدن شاگردان هنگام امتحانات بهترین ترجمه های "invigilation" به فارسی هستند.

invigilation noun دستور زبان

The act of watching or invigilating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نظارت در امتحانات

  • پاییدن شاگردان هنگام امتحانات

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " invigilation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "invigilation" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس) مراقبت کردن (در امتحانات) · ممتحن شدن
اضافه کردن

ترجمه های "invigilation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه