ترجمه "inviolate" به فارسی

مقدس, (عهد و پیمان و غیره) نقض نشده, تخطی نشده بهترین ترجمه های "inviolate" به فارسی هستند.

inviolate adjective دستور زبان

Not violated; free from violation or hurt of any kind; secure against violation or impairment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقدس

    noun

    i shall believe my oath of allegiance to the throne to be a thing inviolable

    بايد اعتقاد داشته باشم که پيمان وفاداري من به تخت يک چيز مقدس باشه

  • (عهد و پیمان و غیره) نقض نشده

  • تخطی نشده

  • شکسته نشده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inviolate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inviolate" با ترجمه به فارسی

  • با مصونیت · بطور تخلف ناپذیر · بطور مصون · چنانکه سزاوارحرمت باشد
  • (قول و غیره) نشکستنی · تجزیه ناپذیر · تخطی ناپذیر · خراب نکردنی · رسوخ ناپذیر · مصون · نقض نکردنی · ویران نشدنی · گزندناپذیر
  • با مصونیت · بطور مصون · بطور نقض نشده · چنانکه بی حرمت نشده باشد
  • تخلف ناپذیری · تنزه · مصونیت · واجب الحرمه بودن
  • با مصونیت · بطور تخلف ناپذیر · بطور مصون · چنانکه سزاوارحرمت باشد
اضافه کردن

ترجمه های "inviolate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه