ترجمه "invisibility" به فارسی

ناپدیدی, چیزناپیدا, ناپیدایی بهترین ترجمه های "invisibility" به فارسی هستند.

invisibility noun دستور زبان

The state of being invisible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپدیدی

    that can produce silence and produce invisibility

    که میتونه سکوت و ناپدیدی ایجاد کنه

  • چیزناپیدا

  • ناپیدایی

    It vanished in the invisible depths which lie behind us.

    در اعماق ناپیدایی که در قفای ما است نابود شد.

  • ترجمه های کمتر

    • نامعلومی
    • نامرئی بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " invisibility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "invisibility" با ترجمه به فارسی

  • نامرئی بودن · نامعلومی · ناپدیدی · ناپیدایی · چیز ناپیدا
  • (جوهری که پس از حرارت دادن و غیره هویدا می شود) جوهر ناپیدا · جوهر نامرئی
  • آن سوی نامرئی
  • بطور غیرمرئی · بطور ناپیدایا ناپدید · بطورنامعلوم · چنانکه دیده نشود
  • ارائه نشده · افشا نشده · تشخیص ناپذیر · غیر محسوس · غیرقابل تشخیص · غیرقابل مشاهده · غیرمحسوس · غیرمشخص · محرمانه · مخفی · ناآشکار · نادیدنی · نادیده · نامرئی · نامریی · نامشخص · ناهویدا · ناپدید · ناپیدا · ناچیز · نهان · هر چیز ناپیدا · پنهان · کمرنگ · کوچک
  • ارائه نشده · افشا نشده · تشخیص ناپذیر · غیر محسوس · غیرقابل تشخیص · غیرقابل مشاهده · غیرمحسوس · غیرمشخص · محرمانه · مخفی · ناآشکار · نادیدنی · نادیده · نامرئی · نامریی · نامشخص · ناهویدا · ناپدید · ناپیدا · ناچیز · نهان · هر چیز ناپیدا · پنهان · کمرنگ · کوچک
اضافه کردن

ترجمه های "invisibility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه