ترجمه "invitation" به فارسی

دعوت, دعوتنامه, برخوان بهترین ترجمه های "invitation" به فارسی هستند.

invitation noun دستور زبان

The act of inviting; solicitation; the requesting of a person's company; as, an invitation to a party, to a dinner, or to visit a friend. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دعوت

    noun

    The King invited not only us but also a lot of other people.

    پادشاه نه تنها مارا، بلکه آدم های متعدد دیگری را نیز دعوت کرد.

  • دعوتنامه

    I was surprised to receive any kind of invitation from you, Darren.

    و منم از اينکه دعوتنامه واسم فرستادي غافلگير شدم ، دَرِن.

  • برخوان

  • ترجمه های کمتر

    • فراخوان
    • محرک
    • جلب
    • مسبب
    • (معمولا با تداعی منفی) انگیزان
    • برخوان نامه
    • فراخوان نامه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " invitation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "invitation" با ترجمه به فارسی

  • دعوت – دعوتنامه
  • (عامیانه) دعوت · انگیزاندن · برخوان کردن · برخواندن · خواستار شدن · خواستن · خواهش کردن · درخواست کردن · دعوت كردن · دعوت کردن · دعوتنامه · سبب شدن · فراخوان کردن · فراخواندن · منجر شدن به · وسوسه کردن
  • انگیزگر · دلبرانه · رباینده · مجذوب کننده · وسوسه آمیز
  • برخوانی · دعوتی · فراخوانی · فقط برحسب دعوت
  • دعوت شده
  • دعوت شده
  • دعوت به مناقصه
  • (عامیانه) دعوت · انگیزاندن · برخوان کردن · برخواندن · خواستار شدن · خواستن · خواهش کردن · درخواست کردن · دعوت كردن · دعوت کردن · دعوتنامه · سبب شدن · فراخوان کردن · فراخواندن · منجر شدن به · وسوسه کردن
اضافه کردن

ترجمه های "invitation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه