ترجمه "invite" به فارسی

فراخواندن, دعوت كردن, خواهش کردن بهترین ترجمه های "invite" به فارسی هستند.

invite verb noun دستور زبان

(transitive) To ask for the presence or participation of someone or something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فراخواندن

    verb

    ask for the presence or participation of someone [..]

  • دعوت كردن

    verb

    ask for the presence or participation of someone [..]

    It was kind of your bride to invite me.

    خانم خيلي لطف كردن من رو هم دعوت كردن

  • خواهش کردن

    verb

    request formally

    ; his civility, therefore, was most prompt in inviting Mr. Collins to join his daughters in their walk;

    این بودکه باکـمال نزاکت از آقای کالینز خواهش کرد در این ییادهروی همراه دخترهایش باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • خواستن
    • دعوت کردن
    • دعوتنامه
    • انگیزاندن
    • برخواندن
    • (عامیانه) دعوت
    • برخوان کردن
    • خواستار شدن
    • درخواست کردن
    • سبب شدن
    • فراخوان کردن
    • منجر شدن به
    • وسوسه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " invite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Invite

A UI element, in a conversation window, that accesses the "Invite Someone" menu item. The user can then select a contact to add to the current conversation.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دعوت – دعوتنامه

عباراتی شبیه به "invite" با ترجمه به فارسی

  • انگیزگر · دلبرانه · رباینده · مجذوب کننده · وسوسه آمیز
  • برخوانی · دعوتی · فراخوانی · فقط برحسب دعوت
  • دعوت شده
  • دعوت شده
  • دعوت به مناقصه
  • (معمولا با تداعی منفی) انگیزان · برخوان · برخوان نامه · جلب · دعوت · دعوتنامه · فراخوان · فراخوان نامه · محرک · مسبب
  • (معمولا با تداعی منفی) انگیزان · برخوان · برخوان نامه · جلب · دعوت · دعوتنامه · فراخوان · فراخوان نامه · محرک · مسبب
  • انگیزگر · دلبرانه · رباینده · مجذوب کننده · وسوسه آمیز
اضافه کردن

ترجمه های "invite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه