ترجمه "Invited" به فارسی
دعوت شده, دعوت شده بهترین ترجمه های "Invited" به فارسی هستند.
Invited
The contact picture label that indicates someone has been invited to do something, but has not responded yet.
-
دعوت شده
The contact picture label that indicates someone has been invited to do something, but has not responded yet.
Invited back to Congo in 1964, when Tshombe returned to power
وقتی چومبه در1964 دوباره به قدرت رسید، باز به کنگو دعوت شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Invited " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
invited
verb
Simple past tense and past participle of invite. [..]
-
دعوت شده
After the meeting, I was invited to join the inner circle of the business and government relations committee.
بعد از پایان جلسه، از من دعوت شد به دایره درونی کمیته روابط بـازرگانی دولتی بپیوندم.
عباراتی شبیه به "Invited" با ترجمه به فارسی
-
دعوت – دعوتنامه
-
(عامیانه) دعوت · انگیزاندن · برخوان کردن · برخواندن · خواستار شدن · خواستن · خواهش کردن · درخواست کردن · دعوت كردن · دعوت کردن · دعوتنامه · سبب شدن · فراخوان کردن · فراخواندن · منجر شدن به · وسوسه کردن
-
انگیزگر · دلبرانه · رباینده · مجذوب کننده · وسوسه آمیز
-
برخوانی · دعوتی · فراخوانی · فقط برحسب دعوت
-
دعوت به مناقصه
-
(معمولا با تداعی منفی) انگیزان · برخوان · برخوان نامه · جلب · دعوت · دعوتنامه · فراخوان · فراخوان نامه · محرک · مسبب
-
(عامیانه) دعوت · انگیزاندن · برخوان کردن · برخواندن · خواستار شدن · خواستن · خواهش کردن · درخواست کردن · دعوت كردن · دعوت کردن · دعوتنامه · سبب شدن · فراخوان کردن · فراخواندن · منجر شدن به · وسوسه کردن
-
(معمولا با تداعی منفی) انگیزان · برخوان · برخوان نامه · جلب · دعوت · دعوتنامه · فراخوان · فراخوان نامه · محرک · مسبب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن