ترجمه "inviting" به فارسی
انگیزگر, رباینده, دلبرانه بهترین ترجمه های "inviting" به فارسی هستند.
inviting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Alluring; tempting; attractive. [..]
-
انگیزگر
-
رباینده
-
دلبرانه
-
ترجمه های کمتر
- مجذوب کننده
- وسوسه آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inviting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inviting" با ترجمه به فارسی
-
دعوت – دعوتنامه
-
(عامیانه) دعوت · انگیزاندن · برخوان کردن · برخواندن · خواستار شدن · خواستن · خواهش کردن · درخواست کردن · دعوت كردن · دعوت کردن · دعوتنامه · سبب شدن · فراخوان کردن · فراخواندن · منجر شدن به · وسوسه کردن
-
برخوانی · دعوتی · فراخوانی · فقط برحسب دعوت
-
دعوت شده
-
دعوت شده
-
دعوت به مناقصه
-
(معمولا با تداعی منفی) انگیزان · برخوان · برخوان نامه · جلب · دعوت · دعوتنامه · فراخوان · فراخوان نامه · محرک · مسبب
-
(عامیانه) دعوت · انگیزاندن · برخوان کردن · برخواندن · خواستار شدن · خواستن · خواهش کردن · درخواست کردن · دعوت كردن · دعوت کردن · دعوتنامه · سبب شدن · فراخوان کردن · فراخواندن · منجر شدن به · وسوسه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن