ترجمه "involuntarily" به فارسی

بدون اراده, بطور غیر ارادی یا غیر عمدی, بی اختیار بهترین ترجمه های "involuntarily" به فارسی هستند.

involuntarily adverb دستور زبان

In a involuntary manner; done without conscious thought. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدون اراده

    In giving and accepting battle at Borodino, Kutuzov acted involuntarily and irrationally.

    هم کوتوزوف و هم ناپلئون در اجرای نبرد بارادینو بدون اراده و فکر عمل کردند.

  • بطور غیر ارادی یا غیر عمدی

  • بی اختیار

    Levin involuntarily thought with him of what it was that was happening to him now

    له وین بی اختیار با خود فکر میکرد که هم اکنون در وجود برادرش چه میگذرد.

  • ناخواسته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " involuntarily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "involuntarily" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "involuntarily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه