ترجمه "involuntary" به فارسی
ناخواسته, ناخواست, غیرعمدی بهترین ترجمه های "involuntary" به فارسی هستند.
involuntary
adjective
دستور زبان
Without intention; unintentional. [..]
-
ناخواسته
Nothing more repulsive could be imagined than to feel the ink flowing thus in cascades of involuntary inspiration.
هیچ چیز موهنتر از آن نبود که تصور کنی جوهر به صورتی ناخواسته چون آبشار سرازیر میشود.
-
ناخواست
-
غیرعمدی
-
ترجمه های کمتر
- ناآگاهانه
- خودبخود
- غیر اختیاری
- غیر ارادی
- ناپیش خواسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " involuntary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "involuntary" با ترجمه به فارسی
-
قتل غیرعمد
-
تحرک غیر ارادی شغل
-
بی اختیاری
-
بیکاری غیرارادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن