ترجمه "inwardness" به فارسی

معنویت, بینش, باطن بهترین ترجمه های "inwardness" به فارسی هستند.

inwardness noun دستور زبان

The characteristic of being inward; directed towards the inside. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معنویت

  • بینش

    noun
  • باطن

    She listened with much inward suffering, but with great outward patience, to Harriet's detail.

    به حرفهای هریت که گوش میداد در باطن رنج میکشید ولی حفظ ظاهر میکرد. ...

  • ترجمه های کمتر

    • سرشت
    • قوت
    • (با: with) آشنایی کامل
    • جان کلام
    • عمق تفکر
    • مطلب عمده
    • نکته مهم
    • ژرف اندیشی
    • کم حرفی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inwardness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inwardness" با ترجمه به فارسی

  • (جمع) امعا و احشا · (جمع) درون · آنچه که در درون قرار دارد · امده · اندرونه · اندرونی · با · با امتیاز · باطنی · بطرف · به طرف داخل · داخل · داخلی رسیده · در توی · در خویش نگر(انه) · در داخل · در درون (رجوع شود به internal) · درون · درون بین · درون سوی · درونی · دل و روده · دم دست · رام · سرشتی · صمیمی · معنوی · نزدیک (به کسی) · هنگام · کم حرف · گوشه گیر · یکدل
  • حمل به داخل
  • امده · با · با امتیاز · بطرف · به سوی درون · به طرف داخل · داخلی رسیده · در توی · درون سوی · دم دست · هنگام
  • حمل به داخل
  • امده · با · با امتیاز · بطرف · به سوی درون · به طرف داخل · داخلی رسیده · در توی · درون سوی · دم دست · هنگام
اضافه کردن

ترجمه های "inwardness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه