ترجمه "inwall" به فارسی
استر, در دیوار محصور کردن, دیوار تویی بهترین ترجمه های "inwall" به فارسی هستند.
inwall
verb
noun
دستور زبان
The refractory lining of the stack of a blast furnace; or the interior walls or lining of a shaft furnace. [..]
-
استر
noun proper -
در دیوار محصور کردن
-
دیوار تویی
-
ترجمه های کمتر
- دیوار داخلی
- دیوار درونی
- دیوار گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inwall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن