ترجمه "ironbound" به فارسی

سنگلاخ, (دارای لبه ی) پرسنگ و صخره, آهن بند شده بهترین ترجمه های "ironbound" به فارسی هستند.

ironbound adjective دستور زبان

Bound as if with iron; rugged. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگلاخ

  • (دارای لبه ی) پرسنگ و صخره

  • آهن بند شده

  • ترجمه های کمتر

    • انعطاف ناپذیر
    • خمش ناپذیر
    • غل و زنجیر شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ironbound " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ironbound" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه