ترجمه "ironer" به فارسی

اتوگر, اتو کننده, رجوع شود به mangle بهترین ترجمه های "ironer" به فارسی هستند.

ironer noun دستور زبان

Someone who irons, someone who does ironing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتوگر

    someone who irons

  • اتو کننده

  • رجوع شود به mangle

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ironer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ironer" با ترجمه به فارسی

  • (آلت داغ زدن و نشانه گذاری کردن دام ها) داغ (branding iron هم می گویند) · (بازی گلف) چوگان آهنی 1 · (جمع) غل و زنجیر · (خودمانی) هفت تیر 0 · (داروسازی) شربت آهن (دار) 3 · آهن · آهن (نشان آن : Fe · آهن دار کردن · آهن زدن به · آهن موجود در خون و خوراک و غیره 2 · آهن پوش کردن · آهنی 5 · آهنین · ابزار آهنی · اتو · اتو زدن · اتو كشيدن · اتو کردن · اتو کردن یا شدن · استوار · اطو · بی رحم 4 · زوبین، فولاد، زنجیر، سلاح · سنگدل · شماره ی اتمی : 62 · شمشیر · غل و زنجیر کردن · قوی · قید و بند · نقطه ی جوش : c0003) · نقطه ی گداز: c5351 · نیرو · نیرومند · نیرومندی · وزن اتمی : 748/55 · پابند ودست بند · چگالی : 68/7 · چیلان
  • اتو
  • آهن ریخته · چدن · چدنی · چُدني
اضافه کردن

ترجمه های "ironer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه