ترجمه "irredenta" به فارسی

جبران نشده, از گرو در نیامده, انجام نشده بهترین ترجمه های "irredenta" به فارسی هستند.

irredenta noun دستور زبان

Any region whose inhabitants are ethnically related to those of another state [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جبران نشده

    noun
  • از گرو در نیامده

  • انجام نشده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irredenta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "irredenta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه