ترجمه "irredentist" به فارسی

(در اصل) عضو دستجات طرفدار بازستانی نواحی ایتالیایی نشین از کشورهای مجاور ایتالیا (در اواخر قرن نوزدهم), بازستان خواه, بازستان گرای بهترین ترجمه های "irredentist" به فارسی هستند.

irredentist adjective noun دستور زبان

Someone who calls for the seizure or recovery of territories or states currently subject to other countries; an adherent of irredentism. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در اصل) عضو دستجات طرفدار بازستانی نواحی ایتالیایی نشین از کشورهای مجاور ایتالیا (در اواخر قرن نوزدهم)

  • بازستان خواه

  • بازستان گرای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irredentist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Irredentist noun دستور زبان

A member or supporter of the Italian party after 1878 which called for the recovery of all Italian-speaking territories subject to other countries. [..]

+ اضافه کردن

"Irredentist" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Irredentist در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "irredentist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه