ترجمه "irresistibly" به فارسی

سخت, بطور مقاومت ناپذیر بهترین ترجمه های "irresistibly" به فارسی هستند.

irresistibly adverb دستور زبان

In an irresistible manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    she had felt an irresistible desire to devour him with kisses.

    و حس کرده بود که سخت دلش میخواهد سراپایش را بوسه دهد و یکجا ببلع دش.

  • بطور مقاومت ناپذیر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irresistibly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "irresistibly" با ترجمه به فارسی

  • سختی · غیر قابل مقاومت بودن · مقاومت ناپذیری
  • اجبار
  • سختی · غیر قابل مقاومت بودن · مقاومت ناپذیری
  • خواستنی · سُتُرگ، سِتَهم · قوی · مقاومت ناپذیر · وسوسه انگیز · پدافند نکردنی
اضافه کردن

ترجمه های "irresistibly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه